اینجــــا همه چی قرو قاطـــیه ..
بوی نو شدن می آید اما تو همیشـــه رفیق کهنه من بمان ...
نایت اسکین


چند شعر بسیار زیبا و قشنگ از یه شاعر عزیز و هنرمند

امیر اسود


نایت اسکین



کارم شده کلنجار زدن با خودم

چنگ زدن رو خاطراتم

هم اغوشی با افکارم

شب زنده داری ها تا سحر

فرو رفتن به خوابی عمیق در سحر

زیاد تنها نیستم این روزها

غربت در کنارمه هم صحبت شبهای تارم

سکوت اتاقم را در بر خود گرفته

در میان این تاریکی ها

منم تکیه بر دیواری سرد

منم که در تنهایی خودم غوطه ورم

اشباح افکارم سوق میدهند

مرا به سوی نابودی

چه دیوانه وار میخندم در این میان

این روزها جای زخمهایم رو به بهبودیست

اما دردشان هنوز هم پابرجاست

این روزها حرفایم رو به اتمام است

این روزها خاطراتم را میبینم

خاطراتی که جایزه ی اسکار را خواهد برد

خاطراتی تلخ

این منم مردی که روزگارش رو به نایودیست

انفجاری در راه است

انفجاری بزرگ در این کالبد رو به مرگ



نایت اسکین



وقتی دیگر گوشها شنوایی ندارند


وقتی حقیقت در لابه لای زندگی گم شده


وقتی دستها به کندی به هم میرسن


و به سرعت از هم جدا میشوند


عاقلانه ترین کار سکوت است


بهترین راه تنهایست


و شیرین ترین کلام


نه مچکرم دوست عزیز


21/4/91

 

نایت اسکین



میروم ز پیشتان


جایم هیچ گاه خالی نیست


راه میپیمایم


آنچنان دور میشم


که مرا نامی جدید بخوانند


یوسف گم گشته باز نمی آید


چشم انتظارم نمانید


سهراب قایقت را بنداز به آب


دور شو ز این خاک غریب


مرا پیاده رفتن بس است


تنهاییم را تقسیم نمیکنم


22/1/91



نایت اسکین



برچسب ها: شعر زیبا، شعر قشنگ، شعر جدید، شعر دلتنگی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()
ناشناس
دوشنبه 9 مرداد 1391 04:35 ق.ظ
از شما بخاظر درست انتقال دادن نظرات بسیار ممنون هستم در ضمن ای ایمل که دادم درست نیست چون میخواهم ناشناس بمونم :-9 در ضمن وبلاگ بسیار زیبایی دارین بهتون تبریک میگم
ناشناس
دوشنبه 9 مرداد 1391 04:22 ق.ظ
منم شعر براتون بفرستم میذارین تو وبلاگ؟
ناشناس
یکشنبه 8 مرداد 1391 11:27 ق.ظ
شما چرا شعر یکی دگ رو به نام یکی دگ میذارین؟
پاسخ ROYA : والا خوشون گفتن از خودشونه اینو در جریان نیستم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
صدا کـــــن مرا
صدای تــــــو خوب است
صدای تو سبزینه آن گــیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حــزن می روید
در ابــعاد این عـــصر خامـوش
من از طــعم تصنیف درمتــن ادراک یک
کــوچه تنـــهاتـرم
بیــا تابرایــت بگویم چه اندازه تـنهایی
مـن بزرگ است
به اندازه سطــح سیـمانی قرن
اگر کاشـف معـدن صبح آمد
" صدا کن مـــــــرا "
و مـن در طـلوع گل یاسی از پشت انگـشت های

تــــو بیدار خواهـم شد


» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات