اینجــــا همه چی قرو قاطـــیه ..
بوی نو شدن می آید اما تو همیشـــه رفیق کهنه من بمان ...

استرس واقعی


در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه انواع استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه
دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.  اما دختره کمی بعد توی ماشینت غش می کنه.  مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی. در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!

در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله هست و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی. تو میگی اشتباه شده من پدر این بچه نیستم ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی. در اینجا مقدار استرس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!


در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه و دکتر به شما میگه : دوست عزیز شما کاملا بیگناهی ، شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمی و بهتر بگویم مادرزادیه. خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری. توی راه به سمت خونه ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟ و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!



تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست



مینی بوس و مرد مست :
مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود ، یه مردی رو میبینن که تلو تلو میخورد و منتظر تاکسی بود رو میبینن.

فکر میکنن حالش بده وامیستن و مرد بیچاره رو سوار میکنن.

همینکه راه میافتن ، مرد مست به دور و ورش یه نیگاهی میکنه و میگه :

عقبی ها بی شرفن ، جلویی ها بی ناموسن ، سمت راستی ها بی همه چیزن و سمت چپی ها بی پدر و مادرن !

راننده مینی بوس شاکی میشه و همچین میکوبه روی ترمز که همه ی مسافرا روی همدیگه میافتند ! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرا میکشه بیرون و میگه: مردک اگه جرات داری یه بار دیگه بگو کی بی شرف و بی همه چیز و بی ناموس و بی پدر و مادره !

مسته با کمال خونسردی میگه : من از کجا بدونم ! … با اون ترمزی که تو کردی ، همه قاطی شدند !


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


آلبرت دوستانش را به خانه دعوت کرد ، و برای شام قطعه ای گوشت چرب و آبدار پخت . ناگهان پی برد که نمک تمام شده است .
پسرش را صدا زد : برو به ده و نمک بخر . اما به قیمت بخر ، نه گران تر و نه ارزان تر .
پسر تعجب کرد : پدر می دانم که نباید گران تر بخرم . اما اگر توانستم ارزان تر بخرم ، چرا کمی صرفه جویی نکنیم ؟
- این کار در شهری بزرگ ، قابل قبول است . اما در جای کوچکی مثل ده ما ، با این کار همه ده از بین می رود.
مهمانان که این حرف را شنیدند ، پرسیدند که چرا نباید نمک را ارزان تر خرید ، آلبرت  پاسخ داد : کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد ، حتما به شدت به پولش احتیاج دارد . کسی که از این موقعیت سوء استفاده کند ، نشان می دهد که برای عرق جبین و تلاش او در تولید نمک ، احترامی قایل نیست .
- اما این مساله کوچک که نمی تواند دهی را ویران کند !
- در آغاز دنیا هم ستم کوچک بود . اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر ، به روندی فزاینده منجر شد . همیشه فکر می کردند مهم نیست ، تا کار به جایی رسید که امروز رسیده .


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


 

خاطرات یک زن خانه دار:

اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.

غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم، پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم… دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه.
به بچه ها گفتم:
ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید… اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم بهتون… باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه.”
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد، به برادرش سقلمه زد و گفت:
نخور! نخور! تاپاله است.

 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت و گویی به شرح زیر صورت گرفت :
بچه شتر : مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است . آیا می تونم ازت بپرسم ؟
شتر مادر : حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است ؟
بچه شتر : چرا ما کوهان داریم ؟
شتر مادر : خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم . در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم .
بچه شتر : چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است ؟
شتر مادر : پسرم . قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تند تر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است .
بچه شتر : چرا مژه های بلند و ضخیم داریم ؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد .
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم های ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند . . .
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است . . .
بچه شتر : فقط یک سوال دیگر دارم . . .
شتر مادر : بپرس عزیزم.
بچه شتر : پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم ؟



تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد...

سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟!

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!




تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست



پاسخ دکتر حسابی

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند .





برچسب ها: داستان کوتاه، داستان کوتاه و جالب، داستان های طنز، داستان، داستان کوتاه و طنز، داستانک، داستان کوتاه و زیبا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
صدا کـــــن مرا
صدای تــــــو خوب است
صدای تو سبزینه آن گــیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حــزن می روید
در ابــعاد این عـــصر خامـوش
من از طــعم تصنیف درمتــن ادراک یک
کــوچه تنـــهاتـرم
بیــا تابرایــت بگویم چه اندازه تـنهایی
مـن بزرگ است
به اندازه سطــح سیـمانی قرن
اگر کاشـف معـدن صبح آمد
" صدا کن مـــــــرا "
و مـن در طـلوع گل یاسی از پشت انگـشت های

تــــو بیدار خواهـم شد


» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic