اینجــــا همه چی قرو قاطـــیه ..
بوی نو شدن می آید اما تو همیشـــه رفیق کهنه من بمان ...


                 ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤


یکی از مریدان حسن بصری ؛ عارف بزرگ ؛ در بستر مرگ استاد از او پرسید :

"مولای من! استاد شما که بود ؟ "

 

حسن بصری پاسخ داد :

..."صدها استاد داشته ام و نام بردنشان ماه ها و سال ها طول می کشد و باز هم شاید برخی را از قلم بیندازم ."

 

"کدام استاد تاثیر بیشتری بر شما گذاشته است ؟ "

حسن کمی اندیشید و بعد گفت:



ادامه مطلب
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان جالب، جالب ترین ها، داستان های، داستانک، مطلب زیبا، داستان بسیار زیبا،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 فروردین 1392 توسط ROYA | نظرات()
http://up.p30room.ir/uploads/13619174681.jpg


داستانی زیبا از امیدوار بودن  در ادامه مطلب



ادامه مطلب
برچسب ها: داستان های، داستان کوتاه، داستانک، داستان های کوتاه، داستان های زیبا، قصه های زیبا، مطالب زیبا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اسفند 1391 توسط ROYA | نظرات()

فروشنده واقعی یعنی این  


 یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این

فروشگاهای بزرگ که همه چیز میفروشند (Everything under a roof) در ایالت

کالیفرنیا میرود . مدیر فروشگاه به او میگوید : یک روز فرصت داری تا به طور

 آزمایشی کار کرده و
در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو

 تصمیم میگیریم
. در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت

 و از او پرسید که چند مشتری
داشته است ؟

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب
برچسب ها: داستان های، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان های جالب، داستانک، داستان فروشنده واقعی، قصه های زیبا،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اسفند 1391 توسط ROYA | نظرات()
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مهر 1391 توسط ROYA | نظرات()

تعهد زنانه تا كجا؟!!!

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی

جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا

ببرم . او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.

زن نیز قول داد که چنین کند. چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را واداع کرد. زن

نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و

می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند، ناگهان همسرش گفت:



ادامه مطلب
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستانک، داستان های، داستان کوتاه طنز، داستان طنز، داستانک طنز،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1391 توسط ROYA | نظرات()


نایت اسکین

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:



ادامه مطلب
برچسب ها: داستانک، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان کوتاه زیبا، داستان کوتاه خنده دار، داستان خنده دار، داستان های،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 شهریور 1391 توسط ROYA | نظرات()

نایت اسکین


با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم اووه! معذرت میخوام. من هم معذرت

میخوام. دقت نکردم ...



ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم





اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم





کمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد همینکه برگشتم


 به اوخوردم و




ادامه مطلب
برچسب ها: داستانک، داستان های، داستان، داستان های زیبا، داستان زیبا، داستناک زیبا، داستان جدید،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()
 


داستان از این قرار است که یک روز جناب کافکا، نویسنده معروف در



حال قدم زدن  پارک چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد.
 

کافکا جلو می‌رود و علت




 گریه ی دخترک را جویا می شود. دخترک همانطور که گریه می کند پاسخ می‌دهد :
 



«عروسکم گم شده !» کافکا با حالتی کلافه پاسخ می‌دهد:


«امان از این حواس پرت! گم


نشده ! رفته مسافرت
دخترک دست از گریه می‌کشد و بهت زده می‌پرسد:


«از کجا میدونی؟»




ادامه مطلب
برچسب ها: داستانک، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان کوتاه زیبا، داستان های زیبا، داستان زیبا، داستان کافکا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



ایستاده‌ام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت

 بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است
 
و

 قرار نیست از آن چیزی که می‌جوی و می‌بلعی لذت ببری، بیزارم. به

 اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز می‌کنی تا معده‌اش را از بنزین

 پر کنی، ماشین چنان لذتی می‌برد و چنان کیفی می‌کند که اگر می‌توانست

 چیزی بگوید، حداقلش یک "آخیش!" یا "به به!" بود.


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


ادامه مطلب
برچسب ها: داستانک، داستان زیبا، داستان های، داستان های خنده دار، داستان های زیبا، داستان، داستانک زیبا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()

استرس واقعی


در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه انواع استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه
دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.  اما دختره کمی بعد توی ماشینت غش می کنه.  مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی. در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!

در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله هست و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی. تو میگی اشتباه شده من پدر این بچه نیستم ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی. در اینجا مقدار استرس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!


در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه و دکتر به شما میگه : دوست عزیز شما کاملا بیگناهی ، شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمی و بهتر بگویم مادرزادیه. خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری. توی راه به سمت خونه ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟ و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!



تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست



مینی بوس و مرد مست :
مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود ، یه مردی رو میبینن که تلو تلو میخورد و منتظر تاکسی بود رو میبینن.

فکر میکنن حالش بده وامیستن و مرد بیچاره رو سوار میکنن.

همینکه راه میافتن ، مرد مست به دور و ورش یه نیگاهی میکنه و میگه :

عقبی ها بی شرفن ، جلویی ها بی ناموسن ، سمت راستی ها بی همه چیزن و سمت چپی ها بی پدر و مادرن !

راننده مینی بوس شاکی میشه و همچین میکوبه روی ترمز که همه ی مسافرا روی همدیگه میافتند ! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرا میکشه بیرون و میگه: مردک اگه جرات داری یه بار دیگه بگو کی بی شرف و بی همه چیز و بی ناموس و بی پدر و مادره !

مسته با کمال خونسردی میگه : من از کجا بدونم ! … با اون ترمزی که تو کردی ، همه قاطی شدند !


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


آلبرت دوستانش را به خانه دعوت کرد ، و برای شام قطعه ای گوشت چرب و آبدار پخت . ناگهان پی برد که نمک تمام شده است .
پسرش را صدا زد : برو به ده و نمک بخر . اما به قیمت بخر ، نه گران تر و نه ارزان تر .
پسر تعجب کرد : پدر می دانم که نباید گران تر بخرم . اما اگر توانستم ارزان تر بخرم ، چرا کمی صرفه جویی نکنیم ؟
- این کار در شهری بزرگ ، قابل قبول است . اما در جای کوچکی مثل ده ما ، با این کار همه ده از بین می رود.
مهمانان که این حرف را شنیدند ، پرسیدند که چرا نباید نمک را ارزان تر خرید ، آلبرت  پاسخ داد : کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد ، حتما به شدت به پولش احتیاج دارد . کسی که از این موقعیت سوء استفاده کند ، نشان می دهد که برای عرق جبین و تلاش او در تولید نمک ، احترامی قایل نیست .
- اما این مساله کوچک که نمی تواند دهی را ویران کند !
- در آغاز دنیا هم ستم کوچک بود . اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر ، به روندی فزاینده منجر شد . همیشه فکر می کردند مهم نیست ، تا کار به جایی رسید که امروز رسیده .


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست




ادامه مطلب
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان کوتاه و جالب، داستان های طنز، داستان، داستان کوتاه و طنز، داستانک، داستان کوتاه و زیبا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()
درباره وبلاگ
صدا کـــــن مرا
صدای تــــــو خوب است
صدای تو سبزینه آن گــیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حــزن می روید
در ابــعاد این عـــصر خامـوش
من از طــعم تصنیف درمتــن ادراک یک
کــوچه تنـــهاتـرم
بیــا تابرایــت بگویم چه اندازه تـنهایی
مـن بزرگ است
به اندازه سطــح سیـمانی قرن
اگر کاشـف معـدن صبح آمد
" صدا کن مـــــــرا "
و مـن در طـلوع گل یاسی از پشت انگـشت های

تــــو بیدار خواهـم شد


» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic