اینجــــا همه چی قرو قاطـــیه ..
بوی نو شدن می آید اما تو همیشـــه رفیق کهنه من بمان ...

نایت اسکین

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.




ادامه مطلب
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، داستان جالب، داستان های کوتاه، داستان طنز، داستان های جالب، داستان خنده دار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نایت اسکین  فحش دل نشین نایت اسکین

دوستی تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی

هم آمده بود مجبور شدم به بروجرد بروم… هوا هنوز روشن نشده

 بود که به پل خرم آباد رسیدم… وسط پل به ناگاه به موتوری که

چراغ موتورش هم روشن نبود






ادامه مطلب
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان جالب، داستان طنز، داستان های جالب، جوک خنده دار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()

یه کشتی داشت رو دریا می‌رفت، ناخدای کشتی یهو از دور یه کشتی دزدای دریای رو دید. سریع به خدمه‌اش گفت: برای نبرد آماده بشین، ضمنا اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین.




ادامه مطلب
برچسب ها: داستان، داستان های جالب، داستان های زیبا، داستان های، داستان زیبا کوتاه، داستان کوتاه، داستان های کوتاه،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()

استرس واقعی


در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه انواع استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه
دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.  اما دختره کمی بعد توی ماشینت غش می کنه.  مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی. در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!

در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله هست و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی. تو میگی اشتباه شده من پدر این بچه نیستم ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی. در اینجا مقدار استرس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!


در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه و دکتر به شما میگه : دوست عزیز شما کاملا بیگناهی ، شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمی و بهتر بگویم مادرزادیه. خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری. توی راه به سمت خونه ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟ و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!



تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست



مینی بوس و مرد مست :
مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود ، یه مردی رو میبینن که تلو تلو میخورد و منتظر تاکسی بود رو میبینن.

فکر میکنن حالش بده وامیستن و مرد بیچاره رو سوار میکنن.

همینکه راه میافتن ، مرد مست به دور و ورش یه نیگاهی میکنه و میگه :

عقبی ها بی شرفن ، جلویی ها بی ناموسن ، سمت راستی ها بی همه چیزن و سمت چپی ها بی پدر و مادرن !

راننده مینی بوس شاکی میشه و همچین میکوبه روی ترمز که همه ی مسافرا روی همدیگه میافتند ! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرا میکشه بیرون و میگه: مردک اگه جرات داری یه بار دیگه بگو کی بی شرف و بی همه چیز و بی ناموس و بی پدر و مادره !

مسته با کمال خونسردی میگه : من از کجا بدونم ! … با اون ترمزی که تو کردی ، همه قاطی شدند !


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


آلبرت دوستانش را به خانه دعوت کرد ، و برای شام قطعه ای گوشت چرب و آبدار پخت . ناگهان پی برد که نمک تمام شده است .
پسرش را صدا زد : برو به ده و نمک بخر . اما به قیمت بخر ، نه گران تر و نه ارزان تر .
پسر تعجب کرد : پدر می دانم که نباید گران تر بخرم . اما اگر توانستم ارزان تر بخرم ، چرا کمی صرفه جویی نکنیم ؟
- این کار در شهری بزرگ ، قابل قبول است . اما در جای کوچکی مثل ده ما ، با این کار همه ده از بین می رود.
مهمانان که این حرف را شنیدند ، پرسیدند که چرا نباید نمک را ارزان تر خرید ، آلبرت  پاسخ داد : کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد ، حتما به شدت به پولش احتیاج دارد . کسی که از این موقعیت سوء استفاده کند ، نشان می دهد که برای عرق جبین و تلاش او در تولید نمک ، احترامی قایل نیست .
- اما این مساله کوچک که نمی تواند دهی را ویران کند !
- در آغاز دنیا هم ستم کوچک بود . اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر ، به روندی فزاینده منجر شد . همیشه فکر می کردند مهم نیست ، تا کار به جایی رسید که امروز رسیده .


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست




ادامه مطلب
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان کوتاه و جالب، داستان های طنز، داستان، داستان کوتاه و طنز، داستانک، داستان کوتاه و زیبا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 مرداد 1391 توسط ROYA | نظرات()
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

درباره وبلاگ
صدا کـــــن مرا
صدای تــــــو خوب است
صدای تو سبزینه آن گــیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حــزن می روید
در ابــعاد این عـــصر خامـوش
من از طــعم تصنیف درمتــن ادراک یک
کــوچه تنـــهاتـرم
بیــا تابرایــت بگویم چه اندازه تـنهایی
مـن بزرگ است
به اندازه سطــح سیـمانی قرن
اگر کاشـف معـدن صبح آمد
" صدا کن مـــــــرا "
و مـن در طـلوع گل یاسی از پشت انگـشت های

تــــو بیدار خواهـم شد


» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic